:::.... مثلث عشق خدائی ....:::
میدونید این روزا تولد کیه؟
تولد یکی از فرشته های پاک خداست
تاریخ دقیقشو نمیگم - شاید راضی نباشه
ولی تولد فاطیمای عزیزه
واین کمترین کاریه که ما میتونیم براش بکنیم
فاطیما جان تولدت مبارک![]()

اینم روزیه که به دنیا اومدی

و اینم یه هدیه برای پروانه بهشتی
در لحظه شگرفي كه اولين نفس را تجربه مي كنيد ، جشن بزرگي در آسمان بر پا مي شود و دوازده هديه با شكوه به شما اعطا مي گردد
اولين هديه قدرت است . هرگاه به آن نياز داشتي آن را به ياد آور
دومين هديه زيبايي است . شايد رفتار هايت عمق آن را منعكس كند
سومين هديه شجاعت است . شايد گفتار ورفتارت توام با اطمينان باشد و از شجاعت براي اذامه مسيرت استفاده كني
چهارمين هديه حس همدردي است . شايد با خود و ديگران باشي .شايد اشتباهات خود و ديگران را ببخشي و عفو كني.
پنجمين هديه اميد است . از ميان هر فصل و گذرگاه ، شايد به لطف زندگي اعتماد كني .
ششمين هديه شادي است . اين هديه مي تواند قلبت بگشايد و با نور لبريز سازد
هفتمين هديه استعداد است . شايد توانايي هاي ويژه خود را كشف كني و آنها را به سوي دنياي بهتري رهنمون سازي .
هشتمين هديه ، قدرت تخيل است. شايد اين موهبت تصورات و روياهات را تغذيه كند .
نهمين هديه ، تحسين و تكريم است . شايد از شگفتي وجود خودت و معجزه آفرينش قدر داني كني
دهمين هديه ،عقل و خرد است .خردمندي به همراه دانش ، تو را به سوي درك و فهم شوق مي دهد.شايد كلام آرام آن را بشنوي
يازهمين هديه، عشق است . اين موهبت زماني رشد و توسعه خواهد يافت كه آن را به ديگران هديه دهي
دوازهمين هديه ، ايمان واعتقاد است . شايد باور داشته باشي .
اينك دوازده هديه تولد را شناختي . از اين هدايا به خوبي استفاده كرده و خود واقيت را كشف كن اين هدايا ي با ارزش را در ديگران ببين و آماده معجزه اي باش كه طبق پيش بيني آن زنان خردمند به وقوع خواهد پيوست






چند دهری گذشت
منظورم از دهر مدتی طولانی است
با خودم تنها بودم ، گاهی هم با خدا بخاطر خودم !
دنبال تو نگشته ام ، چون عطش تو در وجودم نبود ؛ چون دنیا یادت را از من به یغما برد.
لحظاتی است به تو می اندیشم
به اینکه چگونه « من ها » یعنی امثال مرا تحمل می کنی
چقدر تو بردباری .....
شب که می شود منها در خوابیم ،
اما تو تا صبح در اندیشه احوال منی ، به این می اندیشی که مشکلات امتت را حل کنی
امتی بی خبر ...
تو به همه هدیه می دهی ، حتی من !
منهایی که در سالها زندگیشان اثری از تو یافت نمی شود ، جز اندکی برای خودشان !
من ها همه در خوابند ؛ خواب غفلت در عصر جاهلیت.
همان عصری که رسول (ص) گفته است .
چند دهری گذشت
و من هنوز تو را نشناخته ام ................
تو به این لطافت که زحور دل ربودی
زچه بر من سیهرو ، در دوستی گشودی
ز ازل مرا ارادت ، به تو بوده از ولادت
چو سرشته شد شد گل من، تو دل مرا ربودی
گفتی اگر به من توکل کنی ، خودم مشکلت را حل می کنم .
گفتی تو به من ایمان داشته باش ، من هم می شوم خدای تو . خدای مومن !
گفتی تو بنده من باش نه دنیا ؛ من دنیا را بنده تو می گردانم ...
گفتی تو دستانت را به دعا بالا بیاور ، با اخلاص و توجه . هنوز دستانت را بالا نیاورده دعایت مستجاب می شود .
گفتی به حرف من گوش کن ، هرچه می خواهی بخواه .
گفتی . اما ...
اما من باز به شیطان پناه بردم و تمام سرمایه ام را به او دادم و آن وام های کذایی را از شیطان گرفته ام . و حالا کمرم زیر بار سود کلان این وام ها که برای من جز خسران چیزی نیست شکسته است .
بارها گفتی بیا توبه کن .
آمدم ....
همه قرض های من به شیطان را تسویه کردی و گفتی هرچه خواستی از من بخواه ، اگر صلاحت بود به تو می دهم ، اگر نبود یا بعدا در همین دنیا به تو می دهم یا چند برابر آن را در آخرت !
اما مگر هوس و طمع می گذاشت ...
باز هم پایم به بانک شیطان باز شد و باز آن وام های کذایی و باز ضرر و خسران ....
باز توبه ....
باز وام ...
و این شده است حکایت هروز گناه من ؛ عصیان آفریدهی یک پروردگار به پروردگار خویش ...
خدای بخشنده .
خدای مهربان .
خدای بزرگ .
خدای کریم .
می دانم تو خدای همه ای . حتی من .
می دانم که ناراحتی از اینکه آفریده ات راه را به اشتباه می رود .
می دانم تمام سعیت را برای هدایتش می کنی ...
اما چرا باز تو را رها می کنم ؟
و باز عتاب تو که از روی شفقت است :
ای انسان ! « ما غرک بربک الکریم » . چه چیز باعث شده در برابر خدای کریمت بایستی ؟
.
.
.
بار دیگر آمده ام تا بندهی خوبی برایت باشم دستم رابگیر . رهایم مکن . حتی یک لحظه . به اندازه یک پلک زدن ...
ممنونم خدای بزرگم .
شکر .
خدایا به پیشوازت امدم



